حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم

سعدی شیرازی


اول اردیبهشت ماه، روز «ابو محمّد مُشرف‌الدین مُصلح بن عبدالله بن مشرّف» متخلص به سعدی است.

شاعر نامدار فارسی که ساده‌نویسی و ایجازش، همچنان پس از قرن‌ها، آثار او را برای مردم امروز ایران، قابل درک کرده است. به سعدی لقب «استاد سخن» داده‌اند. او حدود ۷۰۰ غزل دارد که بسیاری از آنان، با سادگی و خلوصی انکارناپذیر درباره‌ی مفهموم عمیقی چون «عشق» سخن می‌گوید. اما اشعار او پیوندی دیرینه با موسیقی سنتی ایران دارد. موسیقی سنتی ایران همواره شعر را چاشنی روایت خود ساخته، به همین خاطر با شعر بسیار مانوس است و این دو هنر از دیرباز، در پرتو یکدیگر پرورده و بالیده‌اند. شعر، زبان اسرار است و موسیقی، هنر خلق زیبایی با اصوات و الحان است و تلفیق این دو، کیمیاگری خیال می‌آفرینند.

اشعار سعدی چنان شیواست که تلفیق آن با موسیقی برای هر آوازخوان و آهنگسازی ایده‌آل است. فرصت شیرازی در کتاب «بحور الالحان» که کتابی به قصد راهنمایی خوانندگان برای انتخاب اشعار است، از سعدی بیش از هر کس دیگر نمونه آورده است. در این سال‌ها نیز خوانندگان بزرگی چون تاج اصفهانی، غلام‌حسین بنان، محمدرضا شجریان، سید جواد بدیع‌زاده،فاخته‌ای، محمودی ‌خوانساری، شهیدی و گلپایگانی و خوانندگان جوان‌تر از غزلیات او بهره‌های بسیاری برده‌اند و اگر در سال‌هایی اشعار مولانا و حافظ نقش پررنگ‌تری در موسیقی ملی ایران داشت؛ حالا اما به نظر می‌رسد بار دیگر، اهالی موسیقی بازگشتی دوباره به اشعار او داشته‌اند.

«علی‌نقی وزیری» از جمله آهنگسازانی بود که به سعدی علاقه‌ای ویژه داشت. او اولین تصنیف خود را بر اساس «خریدار تو» را در ماهور ساخت: «من بی مایه که باشم که خریدار تو باشم/ حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم» او بعدها گوشه‌‌نشین و مشتاق و پریشان را نیز بر اساس اشعار سعدی نوشت: «من خود ای ساقی، از این شوق که دارم مستم/ تو به یک جرعه‌ی دیگر ببری از دستم.» آهنگسازان غربی نیز در این زمینه فعالیت‌هایی داشته‌اند؛ برای مثال «موریس بژار»، باله‌ی «گلستان» را با الهام از گلستان سعدی نوشت و «امین‌الله حسین» نیز قطعه‌ای روی کاروان سعدی دارد:«ای ساربان آهسته ران کآرام جانم می‌رود/ این دل که با خود داشتم با دل‌ستانم می‌رود» این شعر همچنان توسط بسیاری از خواننده‌ها و ارکسترها اجرا می‌شود. روانی شعر سعدی و سهل‌الهضم بودن آن، نه تنها باعث شده که آهنگسازان بسیاری از آنها بهره بگیرند که به آواز خواندن حالت می‌دهد.

اما راز این پیوند عمیق اشعار سعدی با موسیقی ایران چیست؟ مکتوباتی که از زندگی سعدی باقی مانده، نشان می‌دهد که او در مجالس موسیقی، مستمع، و از احوال آن بهره‌مند بوده است؛ اما برخلاف شعرایی مانند منوچهری، رودکی، ‌فرخی و… که به‌صراحت به نوازندگی و خوانندگی خود اشاره کرده‌اند، ادعایی در موسیقی ندارد؛ با این وجود  وزن سیال و روان و همنشینی سحر‌آمیز واج‏ها، اثرگذاری آهنگ غزل او را بیشتر کرده و رابطه متقابلی را میان ابیات غزل و نغمه‏های موسیقی پدید آورده است. اگرچه موسیقی زمان او تفاوت های بسیاری با موسیقی ردیف- دستگاهی ما داشته است؛ اما همچنان می‌توان این قدرت را در اشعار او مشاهده کرد؛ به خصوص آنکه آنچه غزل سعدی را بارز می‌کند، تنها، سادگی و بی‌تکلفی طبیعی نیست؛ او گزیده‌گوست و ایجاز سخن او برای ارائه و اجرا در دستگاه‌ها و آوازهای موسیقی بسیار مناسب است و موسیقی دستگاهی ایران، این غزل‌ها را مایه‌ی روایت خود دانسته است.

در این میان اما خواننده‌ای چون «محمدرضا شجریان» در تمام سال‌های فعالیت خود، ارادت بسیاری به شیخ اجل داشته است و بسیاری از آثار خود را بر اساس آثار او خلق کرده است. از اثری چون «پیوند مهر» که به شکل کامل از اشعار سعدی در آهنگسازی «فرهنگ شریف» بهره برد تا آلبوم «نوا» با آهنگسازی پرویز مشکاتیان که یکی از قدرتمندترین و ماندگارترین آثار تاریخ موسیقی سنتی ایران است. او در «غوغای عشق‌بازان» نیز به شکل تمام از اشعار این شاعر بهر برده است. هر غزلی هم که خوانده، خود حکایتی داشته است، برای مثال درباره‌ی «بگذار تا مقابل روی تو بگذریم / دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم» گفته است: « یک روز با آقای موسوی و چند تن از دوستان دور هم بودیم که این اجرا شد. ایشان شروع کردند به نوا زدن و من دیوان را ورق زدم، این شعر آمد، بعد دیوان را ورق زدم، چیز دیگری آمد که بیات ترک خواندم و بعد سه‌گاه خواندم. همین‌طور ادامه داشت و من در وسط کار ایشان دیوان را ورق می‌زدم و غزل دیگری می‌آمد و می‌خواندم. به این شکل شروع کردم به مرکب‌خوانی و یکی از کارهای خوب همین مرکب‌خوانی سعدی است.»

او درباره‌ی استفاده از اشعار سعدی می‌گوید: «سعدی روان‌ترین غزل را سروده و زبانش به روانی نثر است. این‌قدر اشعارش زیبا و خواندن آن راحت است که همه کس متوجه می‌شوند. خیلی خواننده مشکل ندارد که مثل شعر حافظ چه کند و موسیقی کلام را چگونه انتخاب کند تا بتواند عمق شعر را بیان کند. شعر سعدی لموس‌تر است و هر کسی با هر سوادی شعر سعدی را خیلی خوب می‌فهمد و برای خواننده هم خیلی راحت‌تر است که آن‌ را ارائه کند. هر شاعری، موسیقی شعرش را خودش از اول روی شعرش گذاشته است و ما باید آن را کشف کنیم. وقتی کشف کردیم، خیلی خوب می‌توانیم آن را بیان کنیم. شعر سعدی برای آوازه‌خوانی که توانایی خواندن داشته باشد، خیلی روان و بهترین نوع غزل است. اما مولانا و بویژه حافظ را هر آوازه‌خوانی نمی‌تواند بخواند.»

او البته درباره‌ی تلفیق شعر و موسیقی نظر خود را دارد: «وقتی می‌خواهیم مفهوم یک غزل را به شنونده انتقال دهیم، باید خیلی دقت کنیم که شعر فدای تکنیک‌های آوازی و چهچهه و مسائل موسیقایی نشود و هر دو با هم بال پرواز باشند؛ یعنی موسیقی و شعر هر دو با هم، آدم را ببرد. دستوراتی دارد که باید رعایت کرد. تاکیدها باید به‌جا باشد، کشش‌ها حد و اندازه دارد. تحریر نباید جایی باشد که فضای شعر را تحت تاثیر قرار دهد. شعر خودش ملودی دارد و ما را گرفتار می‌کند؛ تکنیک‌های آوازی هم هست که این‌ها را در بیان کلام نمی‌شود اجرا کرد؛ چون شعر فدا می‌شود. بنابراین بعد از بیان شعر اگر نیاز بود جمله‌ی موسیقایی شعرمان را با تحریر تمام کنیم، این کار را می‌کنیم. حتما هم این‌طور نیست که باید تحریر بدهیم. این است که همه دست به دست هم می‌دهد برای یک اجرای خوب.» او ماجرا را خیلی ساده‌تر هم بیان می‌کند: «خواننده باید همه‌ی تکنیک‌ها را بلد باشد، حالت سؤالی، خبری، ایجابی، امری، نهی و حاشا کردن را بلد باشد. یک نوع فن بیان در آواز هست. آواز عین همان دکلمه کردن است؛ منتها کمی کشش آن بیش‌تر است.»

در این میان «محمدرضا لطفی» درباره‌ی سعدی و تاثیرش بر موسیقی ایران نوشته است: «نکته‌ی دیگری که در اشعار سعدی به چشم می‌خورد، پیوند کلمات در کنار هم و نرمی اصوات درآن است که شما این نرمی را در اشعار مکتب خراسان کمتر مشاهده می‌کنید. این نرمی و وصل اصوات که در لابه‌لای کلمات و واژه‌های سعدی نهفته است، پلکانی و چسبیده و موزاییک‌وار بودن آن است که با ساختار موسیقی ردیف و وصل گوشه‌ها و تغییر مایه‌های انطباق کامل دارد. اشعار سعید به خاطر اهمیت موضوعی و تخیل شاعرانه و ده‌ها دلیل دیگر، در بیشتر فرهنگ‌های اسلامی مطرح بود. خوانندگان فارسی‌خوان در بخش عمده‌ای از آسیای میانه دوره سامانیان که مرکز ادبیات فارسی بود، از اشعار سعدی استفاده می‌کردند. هم‌چنین ترانه‌سازان، نوازندگان و خوانندگان زیادی بر روی این اشعار موسیقی می‌گذاشتند. در سده‌های کنونی بیشتر خوانندگان از اشعار سعدی استفاده کرده‌اند. اگر آماری از ضبط صفحات قدیمی گرفته شود میزان استفاده از شعر سعدی در مقایسه با میزان استفاده از شاعران دیگر در آواز و تصنیف، از مقام بالاتری برخوردار است. نکته مهم دیگری که در رابطه با موسیقی دستگاهی وجود دارد مسأله رسمی بودن و فاخر بودن ملودی‌ها، کرسی‌بندی‌ها و ساختار مایه‌هاست. موسیقی دستگاهی همراه با غزل، به خصوص در شعر سعدی، در طی نزدیک به ۷۰۰ سال چنان با هم درآمیخته است که شنونده قادر نیست بفهمد که شعر بر روی موسیقی گذارده شده یا بر عکس. شکل و محتوا از یک سو و فرم‌ ساز و آواز از سوی دیگر عمل جدا کردن موسیقی از شعر را در اشعار سعدی بسیار سخت کرده که این از نزدیکی فرم غزل سعدی و شاید چند شاعر دیگر در تاریخ ادبیات ایران به فرم‌های موسیقی حکایت می‌کند. جا دارد که محققین محترم یعنی ادبا، شاعران و موسیقی‌دانان در این مورد تحقیق جامعی کنند. به همین دلیل است که هیچ ممنوعیتی برای حذف موسیقی نتوانسته روند رو به رشد موسیقی را متوقف نماید. نگارنده هشدار می‌دهد که، در صورتی که در ایران آوازخوانان کم شده و نتوانند به رابطه شعر به خصوص اشعار سعدی و حافظ با موسیقی پی ببرند و حکومت در این مورد به روند قانونمند موسیقی ردیفی و دستگاهی بی‌اعتنایی و کم‌توجهی کند، به موسیقی، به خصوص به رشد شعر و معرفی غزل به توده مردم لطمه بزرگی وارد خواهد آمد. به یاد داشته باشیم فرم ساز و آواز با غزل، به یگانگی رسیده و غزل‌سرایان راهی به جز این وسیله ناب هنری ندارند.»

منبع : خبرگزاری آریا

برای خرید بلیط و کسب اطلاعات بیشتر به سایت تیک‌آرت (tickart.ir) مراجعه فرمایید و یا در کانال تلگرام عضو شوید.

دیدگاهی ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ققنوس اقلیم حکمت ـ تیک آرت tickart.ir